رزق و روزی

سوره هود

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

مَن كاَنَ يُرِيدُ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا وَ زِينَتهََا نُوَفّ‏ِ إِلَيهِْمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَ هُمْ فِيهَا لَا يُبْخَسُونَ(15)

أُوْلَئكَ الَّذِينَ لَيْسَ لهَُمْ فىِ الاَْخِرَةِ إِلَّا النَّارُ وَ حَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَ بَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ(16)

 

ترجمه (گلی از بوستان خدا – سید مهدی حجتی)

كسانى كه تنها زندگى دنيا و زينت آن را طالب باشند نتيجه و سود اعمالى كه در دنيا انجام داده‏اند را بطور كامل بسوى خودشان برمى‏گردانيم و در دنيا به خواست مادى خود مى‏رسند(15)

اما اين را نيز بدانند كه در آخرت جز آتش سهمى نخواهند داشت و آنچه را در دنيا براى مقاصد دنيوى و غير خدا انجام داده‏اند بر باد مى‏رود و اعمالشان باطل مى‏شود(16)

 

پیام آیات (تفسیر نور – محسن قرائتی)

1- انگيزه و هدف مهم است، نه فقط خود عمل.

2-  انسان اختيار دارد و مى‏تواند آن گونه كه مى‏خواهد اراده كند.

3-  خداوند عادل است، حتى كسانى كه براى او كار نكنند، پاداش آنها را بدون كم و كاست در دنيا مى‏دهد.

4-  دليل نپذيرفتن حق، دنياطلبى است‏.

 

تفسیر (انوار درخشان – سید محمد حسین حسینی همدانی)

در كتاب نهج البلاغه است، فرمود: رزق مردم دو قسم است، رزقى كه در طلب و جستجوى آن هستى و رزقى كه در جستجوى تو است، چنانچه تو به سوى آن روانه نشوى بسوى تو خواهد آمد، در يك روز به جستجو و طلب رزق سال خود مباش، هر روز آنچه بتو برسد، تو را كفايت مى‏كند. زيرا چنانچه عمر و زندگى تو يك سال بطول انجامد، پروردگار هر روز آنچه از سهم روزى تو است به تو مى‏رساند و چنانچه عمر تو يك سال بطول نيانجامد براى چه خود را به رنج و مشقت در مي آورى، براى طلب چيزى كه به تو ربط ندارد و كسى رزق تو را نخواهد ربود و از دست تو نخواهد گرفت و كسى به سهم رزق تو غلبه نخواهد يافت و هر آنچه نصيب تو است از رزق به تو خواهد رسيد و از دست تو نخواهد رفت.

 

دیوان حافظ

حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است                         از بهر معیشت مکن اندیشه باطل

شهید مطهری و نوگرایی های بی ملاک

مهندس بازرگان

استاد مطهری از نظر فکری با مهندس بازرگان مرزبندی های مشخصی داشتند، اما از نظر فردی، او را شخصی متدین می دانستند و از این لحاظ قبولش داشتند و در میان روشنفکران دوران خود، او را صاحب نوعی شخصیت اصیل مذهبی می دانستند، اما از نظر اندیشه دینی در او انحرافاتی را تشخصی می دادند که نه از سر غرض بلکه به خاطر نداشتن مایه های تفکر عمیق فلسفی در افکار او راه یافته بود.

دکتر شریعتی

استاد نسبت به اندیشه های دکتر شریعتی انتقادات بنیادی و اساسی داشتند و معتقد بودند تفکر او فاقد بن مایه های مستحکم فلسفی و دینی است. هر چند از این بابت که او در فضای الحادی آن روزها، شور و احساسات دینی را در جوانان برانگیخته بود او را تحسین می کردند. دکتر شریعتی از معارف اسلامی اطلاع کامل و دقیقی نداشت اما آدم منصفی بود و با کسی عناد نمی ورزید و کسی نبود که انتقاد صحیح را نپذیرد.

عبدالکریم سروش

استاد همراه علامه طباطبایی برای معالجه ایشان به مسافرت رفته بودند. در آنجا دکتر سروش با آنکه میزبان بوده، برخورد بدی می کند. ماجرا از این قرار بوده که ظاهراً دکتر سروش عقایدی را از دکتر شریعتی نقل کرده و علامه بی آنکه شخص را مورد توجه قرار دهند آن عقاید را نقد می کنند و می گویند صحیح نیست. دکتر سروش به همین دلیل آنها را رها می کند و می رود. قبل از این سفر، دکتر سروش کتاب "دانش و ارزش" را برای استاد فرستاده بود که استاد نگاه گذرایی کرده و متوجه شده بودند که بعضی از مطالب آن انحرافی است. در آن سفر دکتر سروش حرفهای آن کتاب را تکرار می کند و استاد، حرمت میزبان بودن او را نگه می دارند و جوابی نمی دهند و پاسخ را به وقت دیگری موکول می کنند. دکتر سروش پس از آن سفر نقل می کند که استاد حرفهای او را در آن کتاب تایید کرده اند! دکتر حسین غفاری (از شاگردان و نزدیکان استاد مطهری) بر این کتاب نقدی می نویسد و استاد با اضافاتی انتقادات را مورد تایید قرار می دهند.

اقبال لاهوری

استاد معتقد بودند نگرش اقبال به ختم نبوت، در واقع برچیدن نبوت است. اقبال معتقد است پیامبر اسلام (ص) به این دلیل خاتم انبیا هستند که در زمان ایشان عقل بشر به اندازه کافی رشد کرده که دیگر نیازی به پیامبری نباشد در حالی که استاد می گفتند پیامبر اسلام از آن روی خاتم انبیا هستند که پیام آور مضامین و موضوعاتی هستند که برای همیشه عقل بشر را اقناع خواهد کرد.

(روایت از دکتر حسین غفاری)

دو سکانس در یک روز

سکانس اول

هنگامه فریضه ظهر وارد دانشگاه علوم پزشکی شدیم. از آنجا که مهمان بودیم، سراغ نمازخانه را از میزبان که از دانشکده پزشکی خارج شده بود گرفتیم. گویی که از وی تقاضای نجات بیمار مرگ مغزی نموده باشیم، مقداراتی دست و پای خود را گم نمود. پس از تسلط بر خود و شرایط موجود شروع کرد به جراحی اعصاب ما.

" از پشت تالار برید سمت چپ، بعد از اینکه دانشکده رو رد کردید سمت راست به محوطه بزرگی می رسید...نه این خوب نیست. از این طرف برید. سمت راست معاونت پژوهش..."

دوستش ظاهراً قصد مزاح داشت : " اینطوری که تو آدرس می دی تا برسن نمازشون قضا شده"

ما هم با چشمانی که از تعجب گرد گشته بودند از دکتر آینده تشکر کردیم. در این فکر بودیم که این دانشجویان خداشناس عجب مسافت کثیری را برای به جا آوردن فرایض طی می کنند.

از سر کنجکاوی تصمیم گرفتیم وارد دانشکده پزشکی شویم. باز هم چشمانمان گرد شد وقتی که نمازخانه را در طبقه همکف دانشکده دیدیم.

سکانس دوم

صندلی های تالار تک و توک خالی بودند. راس ساعت 30/1 مراسم آغاز شد و مجری برنامه (مسئول سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه تهران) ضمن خوش آمدگویی قطعه شعری در توصیف دولت اصلاحات گذشته و اصولگرای کنونی قرائت نمودند. سپس کلیپی به نمایش درآمد.

با مقداری تاخیر سخنران برنامه تشریف آوردند. موضوع سخنانشان امپریالیسم بود. نقدی زدند بر فیلم جریکو. جریکو نام شهری فرضی در قلب آمریکا می باشد که در این فیلم نماد مقاومت در برابر تهاجم بیگانه است. در Season1 تمامی شواهد و قرائن بیننده آمریکایی را به سمتی سوق می دهد که ایران و قدرت اتمی اش را تهدیدی برای خود پندارد. شهر جریکو در یک حمله اتمی توسط چند بمب اتمی به شدت آسیب می بیند. روند فیلم به گونه است که بیننده آمریکایی تنها گزینه ایران را به عنوان مهاجم انتخاب می کند. بعد از به وجود امدن پس زمینه "ایران خطرناک" در ذهن بیننده آمریکایی در Season2 مشخص می شود که این حمله یک کودتای نظامی بوده که توسط ارتش آمریکا صورت گرفته است  و این نتیجه گرفته می شود که هیچ قدرتی جز یک کودتای داخلی توان حمله به آمریکا را ندارد. با این اوصاف تاثیرات Season1 هنوز در ذهن بیننده آمریکای حضور دارد.

 

 

آقا اجازه!

نقطه اول : سخنران برنامه جناب دکتر عباسی بودند.

نقطه دوم : دکتر عباسی چند جمله ای هم خطاب به امیر شمخانی فرمودند و از خجالتشان درآمدند : "زمانی که آقایان در گلف زیر کولر مشغول فرماندهی نیروها بودند، ما در بصره و حلبچه در حال پیشروی بودیم."

نقطه سوم : جریکو نام سه نسل از موشکهای اسرائیل نیز می باشد که یکی از اهداف تعیین شده برای این موشک ایران است.

نقطه چهارم : در هیچ دانشگاهی از دانشجو جماعت سراغ نمازخانه را نگیرید.