خورشید جماران
شايد براي ما راحت باشد كه در مذمت پست و مقام دنيوي صحبت بكنيم و همچون گربهاي كه دستش به گوشت نميرسد از بد بو بودن گوشت شكايت بكنيم.
ولي در تاريخ بودند كساني كه با رفتارشان عدم وابستگي به مناصبشان را نشان دادند و از آن جمله امام خميني.
امام خميني (ره) نيامده بود كه دل بر اين زرق و برق دنيا ببندد و براي رسيدن به حكومت ارزشها را زير پا بگذارد. امام آمده بود تا ارزشها را زنده كند و پَست بودن حكومت همچون آب بيني بزغاله را همانند مولايش علي به اثبات برساند.
اما گروهي نيز هستند كه دل بر اين زرق و برق دنيا بستهاند و آمدهاند كه بمانند براي هميشه. آمدهاند كه بگوبند تاريخ انقضاي انقلاب و امام و اسلام به سر آمده است. آمده اند كه بگويند احساس خطر كرديم...!
ولي اي امام ما ! ما نيز احساس خطر كرديم اما نه آن هنگام كه شوراي امنيت قطعنامههاي سياسي و فاقد ارزش حقوقي خود را صادر مينمود بلكه آن هنگام كه عزت و شرف و اقتدار خود را يكي يكي پلمپ نموديم.
ما نيز احساس خطر كرديم اما نه آن هنگام كه قيمت گوشت و پياز و سيب زميني بالا رفت بلكه آن هنگام كه قيمت جوانمردي و صداقت و راستمردي پايين آمد.
اي امام ما ! اين انقلاب و نظام اسلامي را حفظ خواهيم كرد چون ميدانيم تنها راه نجات بخش ما همين است.
و اي امام ما ! عكسهايت اگر پاره شد باكي نداشته باش چرا كه قلبهايمان را نميتوانند پاره كنند.
