نگاهی به آغاز تا انحلال حزب جمهوری اسلامی
((در تابستان 56 در مشهد با دو نفر از برادرانمان از روحانیون، پیرامون تشکیل روحانیت برای سامان بخشیدن به کار مبارزه صحبت می کردیم. هر کدام از ما فصلی از بی سر و سامانی و بلبشویی اوضاع خودمان در ارتباط با هدف ها و وظایف مبارزه گله کردیم. پیشنهاد شد که بیایید یک سازمانی به وجود بیاوریم. من پیشنهاد کردم که حالا که داریم این کار را شروع می کنیم، حتماً لازم است با آقای بهشتی در میان بگذاریم. اتفاقاً آقای بهشتی مشهد بود. سوار ماشین شدیم و رفتیم طرف منزل آقای بهشتی. بین راه که داشتیم می رفتیم، دیدیم که آقای باهنر رفته چیزهایی برای زن و بچه اش خریده و در حال رفتن به خانه است. خبر نداشتیم که ایشان هم در مشهد است. ماشین را نگه داشتیم و ایشان را صدا کردیم.))
این جملات چگونگی شکل گیری تفکر تاسیس حزب جمهوری اسلامی در کلام مقام معظم رهبری بود.
(( دکتر بهشتی روی جمله ای تاکید داشتند و آن این بود که در یارگیری و دعوت افراد به همکاری روی تقوا بیش از همه چیز عنایت کنیم که همیشه ضربه هایی را که ما دیده ایم از ناحیه بی تقوایی افراد و بی توجهی به اخلاق اسلامی بوده است.))
این جملات را شهید ربانی املشی به یادگار از شهید دکتر بهشتی نقل نموده است.
دکتر بهشتی در پاریس تاسیس حزب را با امام خمینی (ره) در میان گذاشت که نظر ایشان مساعد بود. در آن روزهای پر التهاب ماموریت نهایی کردن اساسنامه بر دوش شهید باهنر و مقام معظم رهبری گذاشته می شود و این امر همزمان می گردد با روزهای بهمن ماه 57 و سرانجام با فاصله اندکی از پیروزی انقلاب حزب جمهوری اسلامی با اصرار امام اعلام موجودیت کرد.
موسسین مبارز
اعضای موسس حزب جمهوری اسلامی بنا به توافق چنین اعلام می گردد:
شهید آیت الله دکتر سید محمد حسین بهشتی، آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای، شهید حجت الاسلام و المسلمین دکتر محمد جواد باهنر، آیت الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی و حجت الاسلام و المسلمین اکبر هاشمی رفسنجانی
مقارن بازگشت امام از پاریس به تهران، نامبردگان فوق الذکر تصمیم گرفتند که تاسیس حزب را در تهران اعلام نمایند. مجدداً موسسین حزب با امام مشورت نمودند که ایشان به اعتبار موسسین، حزب را تایید نمودند.
اهداف و اصول
هدف اصلی حزب تشکیل نیروهای مومن به انقلاب اسلامی بود. حزب جمهوری اسلامی عقیده داشت مرحله پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مرحله بسیار دشوار در تاریخ انقلاب اسلامی است. این مرحله شامل مبارزه با ضد انقلاب، حراست از انقلاب و استقرار نظام اسلامی می گشت.
انتخاب شورای مرکزی
اعضای شورای مرکزی اولیه بجز اعضای موسس عبارتند از :
شهید عراقی، شهید دکتر عباسپور، شهید درخشان، شهید دکتر حسن آیت، شهید اسلامی، شهید اجاره دار، میر حسین موسوی، سرحدی زاده، دکتر جاسبی و ...
کناره گیری موسوی و یاران
ابتدای کار حزب از همه تفکرات دعوت به عمل می آید. اما بسیاری از آنها بیش از چند جلسه در شورای مرکزی شرکت نکرده و سپس حزب را ترک نمودند. برخی نیز مانند حجت الاسلام محمد منتظری پس از سفر به لیبی از شورا کنار گذاشته شدند. در این مسیر و در جلسات اول مسئولین حزب حتی از بنی صدر و قطب زاده و داریوش فروهر و دکتر پیمان نیز دعوت به عمل اوردند. لیکن بنی صدر حاضر به شرکت نمی شود، قطب زاده پس از چند جلسه شرکت نمودن بافت شورای مرکزی را مطابق میلش نیافته آن را ترک می کند. داریوش فروهر نیز بیش از یک جلسه شرکت نکرد و دکتر پیمان هرگز به حزب نیامد. اما پیمان در روزهای شکل گیری در شورای سیاستگذاری حزب بوده است. اما با معرفی مهندس موسوی، خود کنار می کشد. موسوی نیز بزودی یک حلقه 5 نفره تشکیل می دهد و کارهایش را در حزب با آقای هاشمی هماهنگ می نماید. به عبارت دیگر یک تشکل غیر رسمی با محوریت مهندس موسوی تشکیل می گردد. با مرور خاطرات هاشمی می توان متوجه جلسات هفتگی آنها با آقای هاشمی شد. رشد مهندس موسوی در حزب تا حد فراوانی مدیون این حلقه است.
14 تیر 60 یکی از روزهای مشهور شهید آیت است که دقیقاً یک ماه قبل از شهادت، به دلیل سوابق فعالیت موسوی در اتصال با جریانهای ملی گرا و اینکه چنین فردی با چنین سوابقی نمی تواند مدافع منافع ملی ما باشد به مخالفت با وی می پردازد. هر چند موسوی با یک رای شکننده موفق به کسب وزارت می گردد، اما در جلسه حزب، هاشمی با یادآوری عضویت موسوی در حزب، بشدت با شهید آیت برخورد می کند.
تشدید اختلافات
به قول علی اکبر محتشمی پور اساس اختلاف ها در حزب جمهوری اسلامی، ناشی از وجود دو جناح نیرومند بود که نماینده جریان اول میرحسین موسوی و نماینده جریان دوم اعضای جمعیت موتلفه بودند. هاشمی در خاطرات روز 14 شهریور 61 می نویسد : ((جلسه شورای مرکزی حزب داشتیم. وقت را صرف انتقاد دو جناح از یکدیگر کردیم. آقای مهندس موسوی و مهاجری از یک طرف و آقای بادامچیان و امانی از طرف دیگر صحبت کردند.))
اما این اختلافات سرانجام به کناره گیری قشر اقلیت انجامید. در سال 63 پس از اعلام نتایج انتخابات دوره دوم مجلس، اختلافات در حزب جمهوری اسلامی افزایش یافت و به مرحله حادی رسید. سرانجام 5 تن از شاخصین آن جریان که عضو شورای مرکزی بودند در نامه ای به دبیر کل وقت حزب جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، با بیان برخی گلایه ها از عضویت در شورای مرکزی استعفا نمودند. یکی از فرازهای این نامه بدون در نظر گرفتن رویه امضا کنندگان به آنچه یک تشکل درون تشکیلاتی می نامیدند که هم از نظر سیاسی و هم از نظر مالی مستقل از حزب عمل می کرد و آن را شامل برادران هیات موتلفه معرفی می نمود، اعتراض شدید می کند. این نامه که در آذر ماه 63 منتشر گردید دارای امضای اعضای همان حلقه 5 نفره است : جواد اژه ای، محمدرضا بهشتی، ابولقاسم سرحدی زاده، میرحسین موسوی، مسیح مهاجری.
یک رونوشت آن نیز به ((برادر ارجمند جناب آقای هاشمی رفسنجانی))ارسال شده است.
بادامچیان سالها بعد با اشاره به رقابتهایی که در حزب جمهوری اسلامی به وجود آمد، می گوید : (( اما پس از مدتی که حزب فعالیت کرد و خدماتی را نیز انجام داد به تدریج دو سه جریان خاص در حزب پدید آمد که مطالب و اسرار حزب را به دیگران می گفتند و حزب برای آنها به جای بازوی تشکیلاتی بودن برای نظام و امام تبدیل به ابزار مقاصدی خاص شده بود.)) به گفته وی حتی یکی دو بار حضرت امام به آیت الله خامنه ای و حجت الاسلام رفسنجانی پیام دادند که من نسبت به این حزب نگران هستم. لذا پس از بحث هایی اعضا به این نتیجه رسیدند که یا حزب منحل شود و یا در صورت بقا چگونه ماندن آن تعیین گردد. اما با توصیف وی حضرت امام با انحلال حزب در این مقطع مخالفت می کنند.(( در بحث هایی که شورای مرکزی با حضرت امام داشتند، سرانجام به این نتیجه رسیدند که حزب منحل نشود، ولی پس از مدتی به دلایلی حضرات آقایان خامنه ای و هاشمی برای توقف فعالیت این حزب نامه ای به امام نوشتند که امام نیز با آن موافقت کرده بود.)) دلایل مطروحه، پایان اقتضای زمانی فعالیت حزب جمهوری اسلامی، وجود اختلافاتی که برخی از گروه ها ایجاد کردند و همراهی نداشتن برخی از اندیشه با اندیشه حضرت امام، وجود افکار چپ و غیر خط فقاهت و ولایت در حزب بود.
مهندس مرتضی نبوی در این خصوص می گوید :(( با گذشت زمان و ادامه جنگ اختلافات در حزب جمهوری اسلامی هم بیشتر شد و مدتی پس از تشکیل کنگره دوم حزب طی نامه ای که مقام معظم رهبری و آقای هاشمی خدمت امام نوشتند، با تشریح شرایط در خصوص انحلال حزب از امام کسب تکلیف کردند که حضرت امام با آن موافقت کردند و به این ترتیب در تاریخ 12 تیر 66 حزب جمهوری اسلامی اعلام انحلال کرد.))
آقا اجازه !
نقطه اول : مدتی است که سران سه قوه به اضافه ی مجمع تشخیص مصلحت سعی در نشاندن حرف خود بر کرسی را دارند. ظاهراً و باطناً قانون در اینجا پشم است و خریداری ندارد.
نقطه دوم : رئیس جمهور مصوبه مجلس را غیر قابل اجرا می داند.
نقطه سوم : رئیس جمهور مصوبه مجمع تشخیص مصلحت را مغایر با مصلحت تشخصی می دهد.
نقطه سوم : رئیس جمهور احکام قوه قضاییه در رابطه با مطبوعات را نابجا می داند.
نقطه چهارم : رئیس جمهور در برابر جریانی قرار گرفته که با محوریت دو قوه و مجمع سعی در مانع تراشی دارند.
نقطه پنجم : لطفا نسبت به مشایی حساسیت نداشته باشید!
