پاي صحبت لباس خاكي هاي قديم كه مي‌نشيني جز سادگي و صميميت‌ در بيان رشادت‌هايشان چيز ديگري نمي‌بيني.

اگر بخواهيم براي 8سال جنگ تحميلي نقطه عطفي در نظر بگيريم، آن نقطه عطف، فتح خرمشهر خواهد بود.

صداميان هدف از حمله به ايران را تصرف خرمشهر بيان داشتند و 45 روز براي نيل به مقصود خويش تلاش نمودند. اين همه در حالي است كه در اين سوي خاكريز پس از دو روز خرمشهر به صاحبان اصلي خود بازپس داده شد.

مجهز بودن جبهه دشمن به تمامي ادوات لازم جهت غلبه بر انقلابي نوپا را ترديدي نيست. نيرويي كه دشمن در محاسبات خود از آن غفلت ورزيده بود نيروي انقلاب بود. شور و هيجان انقلاب و دفاع از آن حتي تا پاي جان. نيرويي كه باعث مي‌شد تا جوانان انقلابي در عمليات بيت المقدس، مسير 17 كيلومتري را در فاصله يك غروب و طلوع خورشيد طي طريق كنند. و چه مسيرها كه در پس اين مسير خاكي طي شد...!

 

 

------------------------------------------------ 

 

 

نمي‌دانم تا به حال به خرمشهر سفر كرده‌اي يا كه نه. آثار و نشانه‌هاي جنگ هنوز هم در برخي از نقاط شهر به وضوح نمايان است.

در سفري كه چند ماه پيش به اهواز داشتم با يكي از اهالي خرمشهر همسفر بودم.

ته لهجه عربي اين رفيق كوتاه مدتم صحبت كردنش را شيرين مي‌نمود. زاده‌ي خرمشهر بود و متاهل. نزديك به دوسال در كرج زندگي كرده بود ولي دوري از زادگاه خود را دوام نياورده و دوباره به خرمشهر برگشته بود.

از خرمشهر برايم مي‌گفت و اوضاع نابسامان اقتصادي مردمش. از اينكه خرمشهر را بندري مي‌باشد و گمركي نيز در پي اين بندر؛ ولي دريغ از ذره‌اي انتفاع كه از اين بندر شامل حال همشري‌هايش شده باشد. از اينكه تاب و توان زندگي كردن در اين شهر را جز خود خرمشهري‌ها كس ديگري ندارد. و از اينكه با وجود اين همه مشكل، خرمشهري‌ها را جز خرمشهر وطني نباشد.

از بي توجهي مسئولين به اين شهر كه در سوم خرداد هر سال تمامي شبكه‌هاي تلويزيون برنامه زنده خود را از آنجا پخش مي‌كنند بسيار شاكي بود.

شاكي بود ولي شكر خدا را از ياد نبرده بود.

هميشه دلت خرم باد خرمشهري