در عجبم از رسم روزگار...

از این اَم لَنا اَم عَلَینا...

چرا جهان با این وسعت و تنوع آرا و سلایق را به دهکده ای بدل نموده اند و کدخدایی در راس این دهکده گماشته اند و چونان سده های نخستین خلقت بشر همه مجبورند به اطاعت از این کدخدا؟

کدخدایی که تمام دهکده در برابر زورگویی اش به ستوه آمده اند ولی برای ادامه حیات مجبور به سکوت می باشند.

-----------------------------------

چندین سال است که گاوچرانان آمریکایی خود را کدخدای دهکده ما می دانند و با بر هم زدن قواعد، دهکده را محلی برای چریدن گاوهایشان کرده اند.

ولی این کدخدا فکر عاقبت کار خویش را نکرده بود...

مردم ایران زمین با کنار گذاشتن سلسله پهلوی، دوره ای را آغاز نمودند که به مواجهه با کدخدا منجر شد.

آمریکای کدخدامنش هرگز نتوانست با استقلال ایران کنار بیاید و برای غلبه بر آزادی ایرانیان حرکاتی نابخردانه از جمله تحریم را در پیش گرفت.

شنیده ایم که عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد، و تحریم جاده صاف کن پیشرفتهای ما شد. پیشرفتهایی در تمامی جوانب حکومت داری. مردم سالاری، علمی، دفاعی و امنیتی و قس علی هذا... نکته جالب اینجاست که در تمامی این زمینه ها الگوهای پیشرفت کاملاً بومی است. و کدخدا باید هم که عصبانی باشد.

-------------------------------

روزگار می گذشت تا اینکه کدخدا با ادعای رو به پایان بودن منابع طبیعی درصدد یافتن جایگزین برآمد و صحبت از انرژی صلح آمیز هسته ای به میان آمد. دانشی که کدخدا اجازه انتشار آن را جز به معدودی نداد ولی ما توانستیم با اتکا به نیروهای متخصص خود به آن دست پیدا کنیم و به عبارتی دست کدخدا را در کاسه حنا قرار بدهیم.

ادعای صلح آمیز بودن این انرژی با ارزش توسط کدخدا در هیروشیما دود شد و به هوا برخاست و روز به روز بر مقدار انرژی غیر صلح آمیز هسته ای در انبارهای کدخدا افزوده می شد و ما شدیم سازنده بمب اتم.

آمریکایی که در پرونده خود هیروشیما را دارد و به تازگی ایران را تهدید به حمله اتمی نموده است، اخیراً در جلسه ای با عنوان امنیت هسته ای شرکت نموده و فعالیتهای هسته ای ایران را غیر صلح آمیز بیان کرده و اراجیفی از این دست...

آری، با وجود کدخدا هرگز کلماتی همچون معاهده خلع سلاحهای اتمی، سازمان ملل، شورای امنیت و دیگر قراردادهای تضمین کننده جامعه سالم محقق نخواهد شد.

 

آقا اجازه!

نقطه اول : پیشاپیش که فرصت نشد ولی پساپیش سال نو را به تمامی دوستان سایبری تبریک می گویم.

نقطه دوم : نشت نشا رضا امیرخانی : سیصد نماینده ی مجلس ششم که حکماً هر کدام عقلِ کلی بودند برای خوشان و فک و فامیل شان و حوزه ی انتخابیه شان، عقلِ کل شان را می گذارند روی هم تا بشود عقلِ جمعی و بخش نامه صادر می کنند که بالکل ورودِ پلیس به دانش گاه ممنوع است.. گامی دیگر به سمت خارج کردن دانش گاه از حیطه ی زنده گی.

نقطه سوم : خدایا! ما که توان هدایت شدن به راه راست را نداریم، خودت راه راست را به سوی ما کج بفرما!