تبليغاتX
بی نقطه

بی نقطه

ياداشتهايي از طرف يك نقطه

كوير

تا به حال به كوير نگريسته‌اي؟
آسمان كوير به قدري دست يافتني مي‌نمايد كه وسوسه‌ي چيدن ستاره‌ها دست تو را به سوي آنها مي‌كشاند.
كوير زيباست؛ زيبايي همراه با عظمت؛ عظمتي همراه با قدرت؛ قدرتي همراه با حس تنهايي.
و كوير هميشه تنهاست. شايد دليل زيبا بودن كوير تنهايي آن باشد، چه آنكه دل انسان نيز در تنهايي خالق آثار بياد ماندني مي‌شود.
آري؛ كوير و دل را مشابهت فراوان است.
هويت كوير از خاك است، خاكي كه با وزيدن هر بادي خود را در نقطه‌اي ديگر از كوير مي‌بيند ولي هرگز بودن را از كوير دريغ نمي‌كند.
كوير نيز نسبت به خاك احساس دين مي‌كند و اين دو گويي تا آخر اين بازي سرنوشتي به هم گره خورده دارند.
حركت آرام خاك در دل كوير تكان دهنده‌ي دلهايي است كه انباشته از ذرات غيرخاكي شده‌اند.
خاك اگر جولانگاهي همانند كوير نداشت حركتش را ارج و قربي نبود و عشق را اگر ماوايي جز دل بود فتبارك الله احسن الخالقين براي چه بود؟
خاك توان تحمل غريبه در كوير را ندارد و كوير نيز ميزبان خوبي براي مهمان نمي‌باشد چه اگر دامان كوير بر روي هر نامحرمي گشوده بود امروز لباس خاك را بر تن خود نداشت.
دل نيز با تمام وسعت بي حد و حصر خود منزلگاهي است براي يك ذات.
يافتن ذاتي كه مونس دل شود به همان ميزان نياز به دقت دارد كه وجود خاك در دشت سرسبز را ارزشي نيست.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:53  توسط پر پرواز  | 

دستم را بگیر...

وارد ماه رجب که می شویم روزشماری برای رسیدن ایام البیض آغاز می شود و در سیزدهمین روز از ماه رجب ثانیه شماری برای معتکف شدن. لحظاتی که ناب ترین است و ناب ترینی که خداست.

چه زیباست ضیافتی که انسان مهمان خداوند باشد. ضیافتی که موجب نرم شدن دلها و پاک شدن قلبهاست.

خوب اگر گوش کنی صدای اعتکاف را می شنوی..

ندای مولای یا مولای، نجواهای قنوت شبانه، اشکهای سجده های سحرگاه و چه لذتی بالاتر از اینکه شوق بندگیت را فریاد بزنی؛ یا ربِّ، یا ربِّ، یا ربّ

تو الرحم الراحمینی، غفار الذنوبی، ستار العیوبی و تو هستی آنچه که باید باشی و من نبودم آنچه که باید می بودم.

یا تَوّابُ یا فَتّاح؛ العفو می گویم و به گناهانم اقرار می کنم. کوله بار گناهانم به قدری سنگین است که زانوانم را قدرت تحمل نیست.

یا بَدیعُ یا خَفیر؛ در روز رستاخیز که به حق وعده داده ای، در روزی که یَومَ یَفِرُّ المَرءُ مِن اَخیه وَ امِّه و اَبیه و صاحِبَتِه و بَنیه است، به پناه تو محتاجم.

خدایا اعتکاف نیز میگذرد. ام داود به پایان می رسد و وقت جدایی. ولی مگر جدا شدن از خانه تو ممکن است؟ مگر می شود از مناجات علی دل کند؟

یا مَن لهُ دُنیا وَ الاَخِرَه، اِرحَم مَن لَیسَ لَهُ دُنیا وَ الاخِرَه...!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 15:5  توسط پر پرواز  | 

ما می توانیم...

فضای سیاسی کشور بعد از مناظره 13 خرداد بین دو نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شکل تازه ای به خود گرفت. فضایی که می توان گفت جامعه را با نوعی شوک سیاسی رو به رو ساخت.

باز شدن پرونده ای که سالها در سیستم قضایی کشور موجود بوده ولی هرگز اجرازه انتشار در اذهان عمومی پیدا نکرد. اگرچه موارد موجود در پرونده مفسدان اقتصادی برای جامعه کم و بیش آشنا می نمود ولی مطرح شدن اسامی برخی از این افراد از سوی یک مقام مسئول در کشور هرگز صورت نگرفته بود.

رویه ای که احمدی نژاد در جریان مناظره با میرحسین موسوی در پیش گرفت را فرای مسائل جناحی می بایست حرکتی در جهت آگاه نمودن ملت دانست. ملتی که بنا بر مصلحت افرادی معدود از حقایق دور نگه داشته شد.

جریانی که احمدی نژاد قصد مقابله با آن را دارد، جریانی است که طی سه دهه خود را حاکم بر این مردم می دانست و از دست دادن این امتیاز را هرگز برنتابید. اشخاصی که بعضاً چهره های موجه این نظام محسوب می شدند. آقایان میرحسین موسوی و اکبر هاشمی رفسنجانی اگرچه دارای سابقه خوش خدمت در دوران انقلاب هستند ولی گویا با فاصله گرفتن از دوران انقلاب، از مواضع و اصول خود غافل شدند و هرگز در چارچوب «استخوان بندی مستحکم نظام» جای نمی گیرند.

((باید با حفظ استخوان بندی مستحکم نظام که یادگار امام عزیزمان است و با تکیه بر همت مردم به ویژه جوانان، راه خود را تا پیروزی نهایی ادامه دهیم.)) مقام معظم رهبری – سالگرد ارتحال امام – 14 خردادماه 88

همانطور که احمدی نژاد در مناظره با موسوی سه دولت گذشته را از یک جریان واحد دانست، می توان فهمید که 4 سال ریاست جمهوری وی به قطع شدن زنجیره ی حکومت خواص شد. افرادی که باقی ماندن در مسند قدرت را نه برای خدمت به مردم و تحقق آرمانهای امام، بلکه برای برخورداری از امتیازاتی خاص لازم می دانستند و در راه رسیدن به این هدف از عزت ملی و اقتدار ایران مایه گذاشتند.

((مردم ما طعم اين سياست هاي دولت نهم را كشيده اند كه همان تحقير شدن ايرانيان است و سوال من اين است كه آيا دولت در مقابل عزت ايرانيان براي خود مسئوليت دارد يا نه؟)) میرحسین موسوی-مناظره موسوی و احمدی نژاد-13 خردادماه 88

((اين چه حياط خلوتي است كه رابطه ما با همه جا به هم خورده و مشكلات جدي مثلا با ايتاليا، كشورهاي اروپايي و خيلي كشورها بوجود آمده است و از طرف ديگر شما مي‌گوييد تحريم ها عليه ايران اثري ندارد ولي من مي‌گويم كه ما با همه اينها مشكل داريم.)) مهدی کروبی – مناظره کروبی و احمدی نژاد – 16 خردادماه 88

و چشم بر تمامی حقایق بستند...

((آثار عزت اين ملت بزرگ در مسائل مختلف جهاني نمايان است و حرف کسانيکه مي گويند ملت ايران به علت پايبندي به اصول خود، از چشم دنيا افتاده است ابداً قابل قبول نيست.)) مقام معظم رهبری – سالگرد ارتحال امام – 14 خرداد ماه 88

((دشمنان مداخله گر و زورگوي جمهوري اسلامي که جبهه متحدي در مقابل ملت تشکيل داده اند با تبليغات وسيع سعي مي کنند حقارت ملت ايران را القا کنند اما واقعيت اين است که احترام به ملت بزرگ ايران و امام راحل عظيم الشأن در اعماق دل دشمنان نظام نيز رسوخ کرده است.)) مقام معظم رهبری – سالگرد ارتحال امام – 14 خرداد ماه 88

این افراد برای رسیدن به قدرت حاضر به هزینه کردن غیرت و ناموس خود نیز شده اند، بطوریکه در یک جریان وقیحانه حامیان میرحسین موسوی اقدام به انتشار عکسهای فاقد حجاب زهرا رهنورد و انتصاب آن به ستاد تبلیغاتی احمدی نژاد کرده اند. جریانی که در چند روز آینده شاهد آن خواهیم بود.

اگر قرار است که ریاست حکومت اسلامی به دست چنین افرادی سپرده شود پس : الاسلامُ والسلام.

البته امیدواریم که اگر چنانچه در این دوره نامزد مورد حمایت اصلاح طلبان همانند دوره قبل با اقبال عمومی رو به رو نشد و منتخب مردم نگردید، ملت ایران متهم به فقدان شعور سیاسی، نالایق بودن و... نشوند.

به یاری خداوند و با انتخاب مردم، دکتر محمود احمدی نژاد 4 سال دیگر ریاست جمهوری اسلامی ایران را بر عهده خواهد داشت تا ایران را به جایگاه حقیقی خود در داخل و خارج از کشور برساند.

((رکن اصلي پيشرفت و اقتدار، مؤلفه هاي معنوي و بويژه احساس اعتماد به نفس و عزت ملي است که مي تواند، نظامهاي منتخب مردم را، در مقابل زورگويان استحکام و پايداري بخشد و هر ملتي را از تأثيرگذاري در معادلات و سياستهاي بين المللي برخوردار سازد.)) مقام معظم رهبری – سالگرد ارتحال امام – 14 خرداد ماه 88

 

دکتر محمود احمدی نژاد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 15:2  توسط پر پرواز  | 

بهاري ديگر

همه قرآن به دست مشغول خواندن سوره‌ي يس، نور، الرحمن يا ... بودند.

پدربزرگ و مادربزرگ با چهره‌اي دوست داشتني روي مبل نشسته بودند. بچه‌ها در يك صف ساكت و مرتب به تلويزيون خيره شده بودند. همه منتظر بودند؛ حتي ماهي قرمز درون تنگ...

((آغاز سال يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت خورشيدي))

 

اي خداي مقلب القلوب، مرا توفيق عبادت نصيب كن.

اي پروردگار مدبر الليل و النهار، رزق و روزي حلال عطايم فرما.

اي محول الحول و الاحوال، در پيچ و خم زندگي تو ياورم باش.

 

سال 1387 ورق خورد و صفحه‌اي سفيد جلوي روي ما قرار گرفت.

قلم‌ها در دست آماده‌ي پركردن اين صفحه‌ي سفيد هستيم. صفحه‌اي سفيد كه اميدوارم همگي آن را با خطي زيبا و مطالبي مفيد پر بكينم.

-----------------------------------------------------

امسال از سوي رهبر فرزانه‌ي انقلاب، سال اصلاح الگوي مصرف ناميده شد.

در شرايطي كه طبق آمارهاي جهاني، ايران از لحاظ مصرف منايع طبيعي و انرژي در رده پرمصرفترين كشورهاي جهان مي‌باشد و از آنجا كه پايان پذير بودن اين منابع و عدم مديريت صحيح در نحوه استفاده از اين مواهب الهي كشور را با مشكلات جدي مواجه خواهد كرد، نامگذاري امسال به نام سال اصلاح الگوي مصرف درايتي خامنه‌اي گونه مي‌خواست.

در حالي كه كشورهاي اروپايي براي تامين منابع انرژي و سوخت خود مجبور به پرداخت هزينه مي‌باشند، معدود كشورهايي در جهان از جمله ايران داراي اين منابع مي‌باشند كه علاوه بر تامين نيازهاي خود توانايي صادر كردن آن را نيز دارند. ازاينرو در صورتي كه نحوه‌ي مصرف اين منابع مطابق با الگوي صحيحي باشد خواهيم توانست ساليان سال از درآمد حاصل از فروش مازاد نياز خود استفاده بكنيم.

---------------------------------------------------

اميدوارم 29 اسفند 88 كه ميشه حسرت فرصتهايي كه در طول سال از دست داديم رو نخوريم.

خدايا از تو حول حالنا را مي‌خواهم به احسن الحال.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 16:38  توسط پر پرواز  | 

دلم تنگه

سلام
چند روزي است كه از اين دنياي پر رنگ و لعاب خسته شده ام.
احساس مي‌كنم كه اين دنيا ظرفيت گفتن همه آنچه در دلم هست رو نداره. هر حرفي كه مي زني به گروهي يا پيشه‌اي يا سه نقطه‌اي بر مي‌خوره و از دستت مي‌رنجه.
نمي دونم شايد مشكل از دل من باشه كه اين همه حرف واسه گفتن داره.
با خودم فكر مي‌كردم اگه خدا وعده‌ي روزي كه نفخ في الصور مي‌شه رو به ما نداده بود من يكي تا حالا كم آورده بودم.
خدايا تو مي‌دونستي كه اين دنيا دار مكافاته ولي منو با همه بي لياقتيم و ظرفيت محدودم خلق كردي.
خدايا تو مي دوني كه من چه قدر مشتاق فرا رسيدن روز موعود تو هستم ولي بازم هر روز كه مي‌گذره درد فراغ منو بيشتر مي‌كني.
خدايا اين دنيا پيش چشم خيلي از بنده‌هات ارزش دروغ گفتن و تهمت زدن و سه نقطه‌هاي ديگه رو داره ولي براي من جز انتظار روز موعود تو هيچ ارزشي ديگه نداره.
خدايا من براي حساب پس دادن به درگاهت خيلي نگرانم ولي از اينكه تو اين دنيا بمونم و بار گناهانم رو بيشتر بكنم نگران ترم، پس لطفت رو شامل حال من بكن و من رو از اين دنيا نجات بده.
به اميد ديدار...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 10:34  توسط پر پرواز  | 

به كجا مي‌روم آخر؟؟؟

همه ما كم و بيش در رابطه با مبداء و مقصد جهان هستي انديشيده‌ايم. اينكه علت خلق شدن انسان چيست؟ هدف از زندگي در اين دنياي خاكي چيست؟ آيا زندگي در اين دنيا به خودي خود و بدون وجود جهاني ديگر داراي ارزش مي‌باشد؟ آيا قيامت و روز رستاخيز حقيقت است؟ روح چيست؟

------------------------

در كلاس معارف، استاد سوالي مطرح كرد كه من از شما دوست گرامي تقاضا دارم در صورت تمايل پاسخگوي آن باشيد.

اگر ما انسانها قبل از پا گذاشتن به اين دنيا از تمامي مشكلات و موفقيتهايي كه قرار است در زندگي ما رخ دهد با خبر مي‌شديم زندگي در اين دنيا را ترجيح مي‌داديم؟ يا به عبارت ديگر اگر جريانات زندگي را به فيلم سينمايي تشبيه كنيم آيا انگيزه‌اي براي ديدن اين فيلم داشتيم يا اينكه بليط خود را پس مي‌داديم؟ البته اين پيش فرض را نيز در نظر داشته باشيد كه به زندگي ابدي اعتقادي نداريم و مرگ را پايان دفتر زندگي مي‌دانيم.

منتظر نظرات شما هستم.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 10:12  توسط پر پرواز  | 

شوراي تضمين امنيت يهوديان

نحوه برخورد سازمان ملل در جريان رخدادهاي غزه علاوه بر بي اعتبار كردن اين نهاد بين اللملي نتيجه‌اي ديگر نيز داشت و آن بي‌اعتبار شدن صدور بيانه و محكوم كردن اين قبيل تحركات توسط ملل ديگر بود.

دل بستن به صدور بيانه در محكوم كردن جنايات رژيم صهيونيستي توسط اين سازمان (كه به برنگ برنده‌ي دول غربي جهت رسيدن به اهدافشان تبديل شده) امري عبث و بيهوده است. سازماني كه رسالتش را به طور اخص، پهن كردن لنگ زير پاي يهوديان نژادپرست مي‌داند. جنگ 33 روزه لبنان نشان داد كه در رابطه برادري سگ زرد و شغال هيچگونه ترديدي نيست.

همين شوراي امنيتي كه امروز با كارشكني‌هاي آمريكا موفق به صدور يك بيانيه در محكوم كردن نسل كشي يهوديان نشده، در جنگ 33 روزه لبنان جهت جلوگيري از شكست مفتضحانه آمريكا و اسرائيل تشكيل جلسه داد و به جنگ پايان داد.  سكوت اين سازمان در قبال فجايع غزه نيز قطعاً به ادامه جنگ بستگي خواهد داشت و محقق شدن اهداف رژيم صهيونيستي. اهدافي كه هيچگاه از سوي مقامات اسرائيل اعلام نشده است. كه اين تجربه را اسرائيل در جنگ لبنان به دست آورد.

شكست اسرائيل و آمريكا در جنگ 33 روزه شكست نظامي نبود بلكه يك شكست استراتژيكي بود. شكستي كه نرسيدن اسرائيل و آمريكا به اهدافشان از اين جنگ را در پي داشت. شكستي كه قدرت پوشالي اسرائيل از لحاظ نظامي را رسوا ساخت. تانك‌هاي مركاواي اسرائيل بود كه يكي يكي در آتش حزب الله لبنان مي‌سوخت. و از زمان آغاز حمله زميني اسرائيل به غزه تا كنون 8 تانك اين رژيم توسط حماس به آتش كشيده شده است.

امروز بر همگان واضح و مبرهن است كه صرف صدور بيانيه اوضاع تغيير نخواهد كرد. حركت خودجوش جوانان در مقابل باغ قلهك و به اهتزاز درآوردن پرچم فلسطين در باغ گرچه حركتي خلاف عرف ديپلماسي است ولي نمايانگر خشم ملت‌هاي بيدار جهان است. تحصن دانشجويان و طلاب در فرودگاه مهرآباد نيز نشان از مايوس شدن جوامع بشري نسبت به اقدامات نهادهاي بين اللملي است.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 10:17  توسط پر پرواز  | 

تقابل

۱۰/۱/۶۱ ه.ق، تقابل دو سپاه. و تو چه خوش بين بايد باشي كه بتواني ياران حسين را در مقابل ده‌ها هزار نيروي يزيد و يزيديان سپاه به حساب بياوري. و اين كدامين قسم از اقسام تقابل است؟

نمي‌خواهم به شرح حادثه بپردازم؛ مقصود از اين نوشته بيدار كردن دلهايي است كه گذشت ۱۴۰۰ سال از اين واقعه را دليل موجهي مي‌دانند براي فراموش كردن آن و نمي‌دانند كه كوبيدن آب در هاون سودي ندارد...!
حسين عليه السلام يك هدف داشت و آن هدفي بود كه امامان پيش از او نيز به طُرق ديگر در پي آن بودند؛ زنده نگه داشتن درخت اسلام. و چه باغباني بهتر از حسين براي آبياري درخت دين با خون پاك خود؟! حال كه هزار و چهارصد سال از آن واقعه مي‌گذرد كدامين دليل بر يادآوري آن پافشاري مي‌كند؟
بيا به كوفه و كربلا برويم. كدامين عقلِ عاقل قبول دارد كه حسين؛ علي اكبر، علي اصغر، ابالفضل را با شهد شيرين شهادت سيراب كند تا به حكومت دست يابد؟ گو كه حكومت جامعه اسلامي حق حسين بود ولي مگر حسين جز  تثبيت حكومت اسلامي براي آيندگان هدف ديگري نيز داشت؟ و مگر تثبيت اين خواسته جز با ياداوري آن و زنده نگه داشتن ياد و خاطره‌ي شهداي سپاه حسين امكان پذير است؟ حال آنكه مسيحيان نيز در كليساي خود سالگرد به صليب كشيده شدن مسيح عليه السلام را كه خود به آن اعتقاد دارند برگزار مي‌كنند و يادآوري آن ماجرا را دليلي براي از ياد نرفتن مسلك و ارزشهاي خود مي‌دانند و تو خود مي‌داني كه ما به صليب كشيده شدن مسيح را معتقد نمي‌باشيم.
با اين وجود آيا يادآوري حادثه‌اي كه در تمامي اديان بر صحت آن مهر تائيد خورده كاري است بيهوده؟ و چه غير عاقلانه حرف مي‌زند آن وابسته به جناح شيطان: « يادآوري و عزاداري براي حسين موجب مي‌شود كه در نظر اديان ديگر اسلام دين خشونت طلب جلوه كند.»
 

قضاوت با تو...!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 13:11  توسط پر پرواز  | 

دل من خانه تو

چه کسی را پیدا توان کرد که تو را در دل پیدا نتوان کرد؟
همه از هر دین و فرقه ای که باشند بر وجود تو صحّه می گذارند و به دل گرمی تو به مصاف حوادث و جریانات زندگی می روند.
حتی آن لائیک هم که به ظاهر خود را بی دین می پندارد، هنگامی که به اوج اضطرار و درماندگی می رسد، دست امید خود را به سوی تو دراز می کند و تو معنا کردی کریم بودن را آن هنگام که جوابش دادی همانند یک یار دیرین.
مرا قدرت وصف تو نباشد و منطقیان را دلیل سخن خود می دانم آن زمان که گفتند:توصیف محیط از محاط محال است.
و تو چه زیبا محاط بودن را به اثبات رساندی و من عاجز از محیط شدن بر تو.
به من گفتی : بگو او خدایی یکتاست. و من آن هنگام که عظمت و بزرگی ات را دیدم (نه به چشم ظاهر که دیدنت را به زیر خاک خواهد برد، بلکه چشم باطن) و از آوردن شریک برای تو بازماندم با صدای بلند گفتم: قُل هُوَ الله اَحَد.
به من گفتی : خدا بی نیاز است. نیازمندی من گواهی بود بر بی نیازی تو. زمین را با آن نظم فوق العاده و پیچیدگی خارق العاده به وجود آوردی تا مقدمه ی زندگی جاودانه ی من گردد، و من محتاج این مقدمه و تو خود اصل مطلب و بی نیاز ز مقدمه. و تو آفریدی آنچه را که نیاز من بود برای وارد شدن به جهانی دیگر و گفتی آنچه را که نیاز من بود برای نزدیک تر شدن به تو و دریغ از سر سوزن نیازی که در بارگاه تو موجود باشد. پس با یقین گفتم : الله الصَمَد.
بودنت در دلم را به قدری عزیز می دارم که نبودنت را نبودن خود می خواهم.
با من بمان و مگذار که بیرون روی از این دل!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 10:47  توسط پر پرواز  | 

ره‌بر

چند روزي است كه ذهنم به شدت مشغول شخصيتي است كه وجودش نعمتي براي ما و خاري در چشم نامحرمان است. كسي كه ولي است از جانب خداوند در روزگاران غيبت امام زمان.

هم نام مولايش علي است، او رهبر است، سيد علي است.

لياقت و كفايتمان امام زمان را از نظرها غايب كرد و وجود پربركتش را محروم كه نه ولي محدود ساخت. ولي خداوند بار دگر رحمان و رحيم بودنش را با قرار دادن جانشيني لايق براي امام شامل حال ما نمود.

--------------------------------------

در دوراني كه همانند دوران جاهليت قتل و غارت افتخار جوامع بشري شده است، راهبري همچون سيد علي خامنه‌اي با مواضع و ديدگاه خردمندانه خود خاك ايران را به آرزوي دست نيافتني جهانخواران بدل نمود.

جهانخواران كه امروزه جمهوري‌خواه خوانده مي‌شوند مصداق اين آيه شريفه مي‌باشند: فأينَ تَذهَبُونْ.

حال آنكه اسلام راه را براي حكومت بر جوامع بشري روشن نموده است و آن جاده‌ي ولايت فقيه است. اگر در مقام مقايسه قرار بگيريم و ولايت فقيه را با حكومت جمهوري مورد مقايسه قرار دهيم شايد اساسي‌ترين اختلاف در دين مدار بودن ولايت فقيه باشد و اين دين است كه آپارتايد را مذموم مي‌داند، كشتن انسانهاي بي‌گناه جهت تسخير منابع طبيعي‌شان را قبول ندارد و به عبارت ديگر دين ضامن سلامتي حكومت‌هاي بشري است.

ولايت فقيه رسالتي است كه جهانيان تشنه آن هستند ولي در بيراه به دنبال دموكرات‌ها و جمهوري‌خواه‌ها مي‌باشند. حكومت ولايت فقيه وعده‌اي است از جانب خداوند كه با پايان يافتن دوران غيبت امام زمان بر تمام جهان جاري خواهد گشت.

اگر ولايت فقيه را راهنماي خود در جاده‌اي ناهموار فرض كنيم، اطاعت از ولي فقيه هموار كننده و سرعت بخش ما در اين مسير خواهد بود. اطاعتي بي چون و چرا. اطاعتي با اعتقاد قلبي.

چندين سال پيش كنفرانس سران اسلامي به ميزباني جمهوري اسلامي ايران برگزار گرديد. رسانه‌هاي غربي با تلاشي فراوان سعي در كمرنگ نشان دادن اين گردهمايي داشتند. در آن زمان كه كشورهاي منطقه ايران و رهبري شايسته آن را الگوي خود قرار داده بودند، اين رسانه‌ها با معرفي سيد حسن نصرالله به عنوان رهبر جهان عرب و مسلمانان در پي خدشه دار كردن چهره مقام معظم رهبري بودند.

پس از سخنان رهبري در كنفرانس در حالي كه ايشان صحن اجلاس را ترك مي‌كردند و همگان به احترام ايشان ايستاده بودند سيد حسن نصرالله با رساندن خود به معظم له، دست ايشان را بوسيد. رسانه‌هاي خارجي كه با حيرت تمام اين صحنه را ضبط نموده بودند از سيد حسن جوياي دليل اين كار شدند. وي پاسخ داد:

(( مدتي بود كه رسانه‌ها بنده را به عنوان رهبر جهان اسلام معرفي مي‌نمودند، من هم با اين كار خود به جهانيان نشان دادم كه رهبر جهان اسلام سرباز ولايت فقيه است.))

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 15:33  توسط پر پرواز  |